چکیده کتاب «افسون حسی» نوشته‌ی دیوید آبرام

دیوید آبرام

دیوید آبرام

کتاب «افسون حسی» نوشته‌ی دیوید آبرام اثری عمیق و شاعرانه است که میان فلسفه، پدیدارشناسی و بوم‌شناسی پلی می‌سازد تا به ما یادآوری کند انسان نه جدا از طبیعت، بلکه بخشی زنده از آن است. نویسنده، که فیلسوف و بوم‌شناس است و سال‌هایی را در میان جادوگران بومی در آسیا و آمریکا گذرانده، این اثر را همچون تلاشی برای بازگرداندن آگاهی انسانی به بدن و زمین می‌بیند؛ به تجربه‌ی مستقیم و حسی از جهان زنده‌ای که مدرنیته آن را از ما ربوده است.

آبرام معتقد است که پیش از سلطه‌ی نوشتار الفبایی، انسان‌ها در جهانِ آکنده از حضور، صدا و روح زندگی می‌کردند. در فرهنگ‌های شفاهی، زمین، باد، جانوران و حتی سنگ‌ها دارای هوشیاری و زبان بودند و انسان در گفت‌وگویی دائمی با آنان زیست می‌کرد. اما با پیدایش نوشتار، به‌ویژه الفبای صوتی، این ارتباط تضعیف شد. زبان از صداهای زمین و بدن جدا گشت و به نمادهای انتزاعی بدل شد. ذهن انسان نیز، به‌تدریج، خود را از بدن و از جهان محسوس جدا دید و در نتیجه، خود را «برتر» از طبیعت پنداشت.

او با بهره‌گیری از پدیدارشناسی ادموند هوسرل و موریس مرلو-پونتی نشان می‌دهد که ادراک انسان، ذاتاً رابطه‌ای است مشارکتی؛ یعنی ما جهان را نه به‌عنوان ناظران منفعل، بلکه در پیوندی زنده با آن تجربه می‌کنیم. بدن، به تعبیر مرلو-پونتی، «فلس» یا «گوشت» جهان است، و حواس ما در گفت‌وگویی همیشگی با چیزها، معنا می‌آفرینند. آبرام این نگاه را گسترش می‌دهد و می‌گوید بازگشت به حواس یعنی بازگشت به زمین. وقتی بوی خاک، صدای باد یا لمس سنگ را از نو تجربه کنیم، درمی‌یابیم که آگاهی ما نه در مغز، بلکه در میان این روابط زنده جریان دارد.

هدف نویسنده، تنها ارائه‌ی نظریه‌ای فلسفی نیست؛ او می‌خواهد بحران زیست‌محیطی را از ریشه‌ی فلسفی‌اش درمان کند. از دید او، نابودی طبیعت نتیجه‌ی جدایی ذهن از بدن و فرهنگ از زمین است. بازسازی پیوند میان زبان و محیط، نخستین گام برای احیای این رابطه است. او زبان را نیرویی جادویی می‌داند که اگر از ریشه‌های بدنی و شنیداری‌اش جدا شود، به ابزار تسلط بدل می‌گردد، اما اگر دوباره به صدا، شعر و حضور بازگردد، می‌تواند میان انسان و زمین آشتی برقرار کند.

در فصل‌های پایانی، آبرام با بررسی باورهای بومیان و سنت‌های کهن نشان می‌دهد که در جهان شفاهی، مفاهیمی چون زمان، مکان و روح، همگی در بستر حسی زمین معنا می‌یافتند. زمان نه خطی و جدا از زمین، بلکه در چرخه‌ی فصول و حرکات طبیعت تجربه می‌شد. هوا و تنفس نیز برای او استعاره‌ی ارتباط درونی و بیرونی است: آگاهی، همانند هوا، میان ما و جهان در گردش است. در پایان کتاب، او خواننده را فرا می‌خواند که دوباره «درون هوا بیدار شود» و بداند که ذهن انسانی از دلِ زمین برمی‌خیزد، نه از ورای آن.

در کتاب افسون حسی، دیوید آبرام برای نشان دادن نگرش بومیان به جهان زنده، نمونه‌های گوناگونی از تجربه‌های شخصی و روایت‌های فرهنگی می‌آورد که هر یک بیانگر رابطه‌ای زنده، شاعرانه و عمیق میان انسان و طبیعت‌اند. در ادامه، چکیده مهم‌ترین نمونه‌ها و مثال‌هایی که او درباره‌ی باورهای بومیان آورده است را می‌خوانی:


احترام به ارواح خانه در بالی
آبرام مدتی در خانه‌ی یک جادوگر بومی (بالیان) در جزیره‌ی بالی زندگی می‌کرد. هر صبح، همسر بالیان با دقت فراوان ظرف‌های کوچکی از برگ درخت نخل درست می‌کرد و در آن‌ها کمی برنج می‌گذاشت. سپس آن‌ها را در گوشه‌های حیاط، کنار دیوارها و لبه‌ی سقف می‌گذاشت.
آبرام ابتدا گمان می‌کرد این «هدایا» برای خدایان یا ارواح نامرئی است. اما وقتی با دقت نگاه کرد، دید مورچه‌ها به‌سوی برنج‌ها می‌آیند و دانه‌ها را می‌برند. ناگهان دریافت که «ارواح خانه» در واقع همین مورچه‌ها و موجودات کوچکی هستند که با انسان‌ها در یک محیط زندگی می‌کنند. این هدایا نوعی گفت‌وگو و قرارداد میان انسان و دیگر موجودات بود: مردم با دادن اندکی غذا به مورچه‌ها، از آنان می‌خواستند که به داخل خانه‌ها هجوم نیاورند.
در نگاه بومی، «روح» چیزی جدا از ماده نیست، بلکه در خودِ طبیعت و در بدن موجودات دیگر جریان دارد.


احترام به جان در هر چیز — از درخت تا سنگ
آبرام در توضیح تجربه‌اش از فرهنگ‌های بومی اندونزی و نپال می‌گوید که در این جوامع، زندگی و آگاهی تنها در انسان خلاصه نمی‌شود. درختان، باد، سنگ‌ها، پرندگان و حتی کوه‌ها نیز «روح» و «اراده» دارند. برای مثال، اگر کوهی آتش‌فشان کند، آن را نشانه‌ی خشم یا نیاز آن کوه می‌دانند و با دعا، هدیه یا آواز تلاش می‌کنند با او آشتی کنند.
از دید آنان، این احترام و گفت‌وگو با زمین همان چیزی است که تعادل میان انسان و جهان را حفظ می‌کند.


ارتباط با جانوران — نگاه به بوفالو و پرندگان
در سفری به جاوه، آبرام از برخورد خود با یک گاو وحشی (بوفالوی کوهی) یاد می‌کند. او می‌گوید در لحظه‌ای کوتاه، در سکوت، در برابر آن جانور ایستاد و نگاهشان در هم گره خورد. آبرام با حرکات بدنش به زبان بی‌کلامی پاسخ می‌داد و حس می‌کرد بدنش بدون تصمیم ذهنی با بدن آن حیوان هم‌نوا می‌شود. او این تجربه را نشانه‌ای از زبانی بدنی و جهانی می‌داند که در آن همه‌ی موجودات از طریق حرکت و حضور با یکدیگر ارتباط دارند.
در سنت‌های بومی، چنین لحظاتی از هم‌حسی با حیوانات، نوعی گفت‌وگوی مقدس است و نشان می‌دهد که مرز روشنی میان انسان و غیرانسان وجود ندارد.


آیین‌های مرتبط با مرگ و نیاکان
آبرام توضیح می‌دهد که در بسیاری از فرهنگ‌های بومی، مردگان به «جهانی دیگر» نمی‌روند، بلکه در همین زمین باقی می‌مانند. بدنِ انسان پس از مرگ در خاک، در باد یا در بدن حیوانات دیگر ادامه می‌یابد. در برخی مناطق، مردگان را به شکلی خاص در کوه یا در دل جنگل رها می‌کنند تا جانشان به پرندگان یا گرگ‌ها منتقل شود. از این نگاه، «پرستش نیاکان» در حقیقت نوعی احترام به چرخه‌ی زندگی و بازگشت انسان به طبیعت است.


تجربه‌ی عنکبوت و بافت جهان
در یکی از تأمل‌برانگیزترین صحنه‌های کتاب، آبرام توصیف می‌کند که چگونه در غاری در بالی پناه گرفته بود و در میان طوفان، به تماشای عنکبوتی نشست که تارش را می‌تنید. او می‌گوید با نگاه به تار عنکبوت، گویی جهان را می‌دید که در حال بافته شدن است؛ شبکه‌ای از ارتباط میان همه‌ی چیزها. برای بومیان نیز، چنین موجوداتی نماد نظم و آفرینش‌اند — هر تار، پیوندی است میان زمین و آسمان، میان انسان و نیروهای نادیدنی.

خواننده پس از مطالعه‌ی این اثر درمی‌یابد که بازگشت به زیستِ حسی نه بازگشت به گذشته‌ای ابتدایی، بلکه بازیافتن بُعد فراموش‌شده‌ی انسان است. این کتاب یادآوری می‌کند که ما بدون مشارکت با جهانِ فراتر از انسان، یعنی با گیاهان، جانوران، باد و خاک، انسان نمی‌مانیم. شناخت واقعی، نه از عقلِ جداشده از بدن، بلکه از تماس مستقیم با جهان زنده برمی‌خیزد.

هدف آبرام در نگارش این اثر، بیدار کردن حواس خاموش‌شده‌ی انسان مدرن است تا دوباره بتوانیم جهان را نه چون منظره‌ای بیرونی، بلکه چون گفت‌وگویی زنده درک کنیم. او می‌خواهد ما بیاموزیم که طبیعت نه «محیط اطراف» ما، بلکه خودِ بستر آگاهی و زندگی ماست. از دید او، رهایی بشر و نجات زمین، دو روی یک سکه‌اند: تنها با بازگشت به حس، بدن، زبان زنده و حضور در زمین است که می‌توان افسون گسست را شکست و دوباره در افسون زیستن سهیم شد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *